الشيخ البهائي العاملي

387

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

وطى كند فعل حرام كرده ، امّا اگر كنيزك آبستن شود امّ ولد مىشود . [ 1 ] شرط دوم : فرزند او از كافر و قاتل و كسىكه ميراث نبرد ، نباشد . و سه چيز از خواصّ استيلاد است : اوّل : جايز است كه او را مدبّر سازد . دوم : جايز است كه او را مكاتب سازد . سوم : فروختن اوجايز نيست مگر درعوض قيمت او ؛ چه هرگاه آن‌شخصىكه اورا خريده‌باشد ودخول‌كرده وفرزندى از او حاصل نموده از قيمت او عاجز شود او را مىتواند فروخت . [ 2 ] و بعضى از مجتهدين سواى اين موضع در نوزده موضع ديگر فروختن او را جايز [ 3 ] داشته‌اند ، ليكن آنچه در حديث وارد شده همين يك موضع است كه مذكور شد . موقف دوم سرايت است يعنى هرگاه شخصى نصف [ 4 ] غلامى را آزاد كند تمام او آزاد مىشود . [ 5 ] و اگر غلام ميانهء دو شخص به شراكت باشد حصّهء شريك نيز آزاد مىشود ، و لازم است برآزاد كنندهء حصّهء خود كه قيمت حصّهء شريك را نيز بدهد . و در سرايت چهار چيز شرط است : اوّل آنكه : مالدار باشد [ 6 ] آن‌قدر مال كه زياده از خانه و خادم و چهارپايان و جامهء

--> [ 1 ] امّ الولد شدن كنيز در اين صورت مشكل است . ( تويسركانى ) * محلّ اشكال است . ( دهكردى ، يزدى ) * مشكل است . ( صدر ) [ 2 ] با فرض زنده بودن آن شخص مشكل است فروختن ، بلى هرگاه مرده باشد و قيمت نداده‌باشد وتركه نداشته باشدكه اداء دين شود جايز است‌فروختن . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] در چند صورت ازآن‌مواضع قوّت دارد جواز ، يكىفروختن او به كسى كه بر او آزاد مىشود ، مثل پدر و مادر و اولاد ، ديگر هرگاه خويشى از او بميرد كه وارثى غير از او نداشته باشد و او را مىخرند و آزاد مىكنند ، ديگر هرگاه جنايتى به كسى برساند مىتواند او را استرقاق كند و بفروشد ، ديگر هرگاه بفروشند او را به شرط اين‌كه مشترى او را آزاد كند . ( يزدى ) [ 4 ] يا كمتر يا بيشتر ، نصف از باب مثال است . ( دهكردى ، يزدى ) [ 5 ] هرچند مال او منحصر در آن باشد . ( دهكردى ، يزدى ) [ 6 ] اين شرط در سرايت به حصّهء شريك معتبر است نه به حصّهء مال خودش . ( يزدى )